سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

102

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

قيام عباسى پيروزىهاى پياپى به دست مىآورد كه شرح ماجراى همه آن‌ها از حوصله بحث خارج است ؛ زيرا ما بررسى خود را بر ابعاد روابط بين شيعه و حركت عباسى ، و نقش شيعيان در سقوط دولت اموى و برپايى دولت عباسى متمركز كرده‌ايم . عباسيان تحركات و فعاليت‌هاى پنهانى خود را با دقت دنبال مىكردند تا اين‌كه نامه‌هاى امام ابراهيم به ابو مسلم ، به دست امويان افتاد ، و فعاليت‌هايشان آشكار شد . خليفهء اموى ، مروان بن محمد ، دستور داد ابراهيم را در حميمه دستگير كنند . ابراهيم به امامت برادرش ابو العباس پس از خود وصيت كرد . وى هم‌چنان در زندان حران بود تا وفات يافت . « 1 » صاحب فخرى بر اين نظر است كه تقدير به بنى عباس روى آورده و از بنى اميه پشت گردانيده بود . او پيروزى دعوت عباسى را به تلاش‌هاى سپاهيان خراسان و نه به

--> - « عربى » را اضافه كرده ، ثانيا : طبرى جمع كشته‌شدگان را ، چه در جنگ‌هايش و چه در دولتش 000 / 600 نفر عنوان كرده است ، لكن بغدادى با تحريف روايت ، فقط اعراب كشته شده را در دولتش اين رقم مىداند . علاوه بر اين ، در تاريخ فخرى نيز اشاره‌اى به كشتار اعراب و ظلم و ستم به ايشان توسط ابو مسلم يافت نمىشود ( ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 168 - 171 ) كه نشان مىدهد دكتر ليثى فرضيه خود را بدون رجوع به اين منابع و تحت تأثير متفكران عرب مطرح كرده است . در واقع ، اين نظريه كه نهضت عباسى ، نهضتى شعوبى عليه اعراب بود ، نظريه‌اى كهنه و مطرود است و واقع امر آن مىباشد كه هرچند ايرانيان در نهضت عباسى نقش برجسته ايفا نمودند ، اما عرب‌ها ، بخصوص هاشميه ، راونديه و كفيه نقش اساسى و بعضا با موقعيت‌هاى رهبرى در نهضت عباسى داشتند . ( ر . ك : عبد الحسين زرين‌كوب ، تاريخ ايران بعد از اسلام ، ص 391 . ) سرّ اين‌كه منابع ، نهضت عباسى را در مقابل اعراب قرار داده‌اند : يكى ، ويژگى ضد اموى نهضت عباسى به عنوان يك دولت خالص عربى ، و ديگرى ، بافت جمعيتى خراسان بوده است . شمار كثيرى از اعراب مهاجر به خراسان ، در شهرها و روستاهاى خراسان مستقر شدند و با جمعيت بومى درآميختند و به تدريج در فرهنگ ايرانى مستحيل شدند و شمارى ديگر موجوديت قبيله‌اى و عربى خود را حفظ كردند . اينان اعرابى بودند كه در امور سياسى و نظامى دخالت مستقيم داشتند و به نوبت تحت عنوان حاكمان اموى ، قدرت را در خراسان به دست گرفتند ، درحالىكه عمدهء پيروان و هواداران نهضت عباسى از بين شهرنشينان و روستاييان خراسان بودند . ازاين‌رو ، استحالهء ايشان و دشوارى تمايز نژادى بين عرب و فارس در اين منطقه ، سبب رويارويى ايشان با قبايل عرب شد و به اشتباه ، يك نهضت ايرانى تعبير گرديد . ( ر . ك : تاريخ ايران بعد از اسلام ، ص 392 - 393 و 370 ) . ( مترجم ) ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 79 - 80 .